اعدام و همه چیز درباره آن

حکم اعدام چیست؟

حکم اعدام، شدیدترین مجازات سلب حیات در نظام حقوقی ایران است که بر اساس قانون مجازات اسلامی برای طیف مشخصی از جرایم حدی، تعزیری و گاهی قصاص نفس صادر می‌شود. تفاوت اساسی آن با قصاص نفس در این است که اعدام همیشه به درخواست شاکی خصوصی نیست و دادستان می‌تواند برای جرایمی مانند افساد فی‌الارض، محاربه یا قاچاق مواد مخدر درخواست آن را بدهد؛ در حالی که قصاص نفس کاملاً به درخواست اولیای دم مقتول بستگی دارد و آن‌ها می‌توانند در هر مرحله‌ای از اجرای آن صرفنظر کنند.

در قانون مجازات اسلامی، مجازات‌ها به چهار دسته حد، قصاص، دیه و تعزیر تقسیم می‌شوند. مجازات حدی، مجازاتی است که نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع تعیین شده و قاضی هیچ اختیاری در کاهش یا افزایش آن ندارد. اعدام به عنوان یک مجازات حدی، برای جرایمی مثل زنای محصنه، لواط، محاربه، سب‌النبی و افساد فی‌الارض در نظر گرفته شده است. اما گاهی اعدام به عنوان یک مجازات تعزیری (یعنی مجازاتی که میزان و نوع آن توسط حاکم اسلامی تعیین می‌شود) نیز صادر می‌شود؛ مثل اعدام قاچاقچیان مواد مخدر یا اخلالگران بزرگ در نظام اقتصادی.

برای دریافت مشاوره دقیق در پرونده‌های کیفری که احتمال صدور حکم اعدام در آنها وجود دارد، استفاده از وکیل کیفری متخصص می تواند کمک شایانی به شما کند وکیل می‌تواند از همان مراحل اولیه تحقیقات مقدماتی، با شناسایی ایرادات شکلی و ماهوی، جلوی صدور این حکم سنگین را بگیرد.

تفاوت اعدام و قصاص نفس

بسیاری از مردم فکر می‌کنند اعدام و قصاص نفس یکی هستند، اما از نظر حقوقی تفاوت عمیقی با هم دارند. قصاص نفس مجازاتی است که منحصراً برای قتل عمد در نظر گرفته شده و حق شخصی اولیای دم مقتول است؛ یعنی آن‌ها می‌توانند قاتل را قصاص کنند، با دریافت دیه ببخشند یا بدون دریافت چیزی گذشت کنند. اما اعدام، مجازاتی عمومی‌تر است و برای جرایمی مثل محاربه، زنای به عنف یا افساد فی‌الارض صادر می‌شود که شاکی خصوصی لزوماً در میان نیست و دادستان به نمایندگی از جامعه درخواست اجرای آن را می‌دهد.

تفاوت مهم دیگر در قابل گذشت بودن است. قصاص نفس تا لحظه آخر قبل از اجرا قابل گذشت است و اولیای دم می‌توانند از حق خود بگذرند. اما در بسیاری از جرایم مستوجب اعدام حدی (مثل محاربه)، حتی اگر اولیای دم یا کسی رضایت بدهد، حکم اعدام به دلیل جنبه الهی و عمومی آن لغو نمی‌شود. تنها در مواردی مثل قتل عمد که حکم اعدام جنبه قصاص دارد، رضایت اولیای دم به معنای پایان کار است.

انواع و موارد حکم اعدام

دسته‌بندی جرایم مشمول مجازات اعدام

طبق قانون مجازات اسلامی و قوانین خاص مانند قانون مبارزه با مواد مخدر، جرایم مشمول اعدام به سه دسته کلی تقسیم می‌شوند: جرایم حدی، جرایم تعزیری. در ادامه جدول خلاصه‌ای از مهم‌ترین این جرایم را مشاهده می‌کنید:

دسته جرم مهمترین مصادیق شرط اصلی صدور حکم

جرایم حدی زنای محصنه، لواط، محاربه، سب‌النبی، افساد فی‌الارض، بغی، تکرار سرقت حدی در مرتبه چهارم اثبات جرم با اقرار یا شهادت چهار شاهد عادل

جرایم تعزیری قاچاق مواد مخدر در سطوح بالا، اخلال عمده در نظام اقتصادی کشور احراز علم به قصد ضربه زدن به نظام

قصاص نفس قتل عمد درخواست اولیای دم و عدم گذشت آن‌ها

مطابق ماده ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی، زنا در موارد زیر مستوجب اعدام است: زنا با محارم نسبی، زنا با زن پدر، زنای مرد غیرمسلمان با زن مسلمان، و زنای به عنف و اکراه. ماده ۲۳۴ نیز مقرر می‌دارد که حد لواط برای فاعل در صورت عنف، اکراه یا احصان (داشتن همسر دائم و بالغ)، اعدام است و برای مفعول در هر صورت اعدام اجرا می‌شود.

تفاوت حکم اعدام تعزیری و قصاص

عدالت کیفری در اسلام بر دو پایه «استحقاق مجرم» و «جلوگیری از فساد» استوار است. در این میان، فرق اساسی بین اعدام تعزیری و قصاص این است که در قصاص، اصل بر بخشش و مصالحه است و قرآن مستقیماً مؤمنان را به عفو دعوت می‌کند («فمن عفی له من اخیه شیء فاتباع بالمعروف»). اما در اعدام تعزیری که برای جرایم علیه امنیت و نظم عمومی صادر می‌شود، جنبه بازدارندگی عمومی و حفظ نظام جامعه بر هر چیز دیگری مقدم است.

برای نمونه، قاضی در جرایم تعزیری مثل اخلال در نظام اقتصادی می‌تواند به جای اعدام مجازات دیگری تعیین کند، اما در جرایم حدی مثل محاربه، قانون به قاضی اختیار انتخاب بین چهار مجازات اعدام، صلب، قطع دست و پای مخالف و نفی بلد را می‌دهد. این اختیار قاضی به معنای اهمیت شرایط زمان و مکان در صدور حکم است.

 

مراحل قانونی اعدام

 

مراحل قانونی صدور و تأیید حکم اعدام

 

شرایط صدور حکم اعدام

صدور حکم اعدام بدون رعایت تشریفات سختگیرانه ممکن نیست. اولین شرط، احراز قطعی جرم از طریق ادله معتبر شرعی و قانونی است. در جرایم حدی مثل زنا، اثبات جرم نیازمند اقرار چهارباره مرتکب یا شهادت چهار شاهد عادل است که همگی عمل زنا را به طور واضح دیده باشند. این سطح از اثبات، احتمال اشتباه را به شدت کاهش می‌دهد، اما به همین دلیل بسیاری از این جرایم به دلیل فقدان ادله کافی قابل اثبات نیستند.

شرط دیگر، بلوغ، عقل و اختیار مرتکب است. مجنون، کودک نابالغ و فردی که تحت اکراه و اجبار واقع شده باشد، مشمول حکم اعدام نمی‌شود. همچنین در جرایم تعزیری مثل افساد فی‌الارض به استناد ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی، عمل مرتکب باید به «گستردگی» و «اخلال شدید در نظم عمومی» منجر شده باشد تا قاضی بتواند حکم اعدام صادر کند.

مراحل دادرسی تا صدور حکم

پرونده جرایم مستوجب اعدام معمولاً از دادسرا شروع می‌شود. ضابطان قضایی پس از وقوع جرم، تحقیقات خود را آغاز می‌کنند و نتیجه را به دادسرا ارسال می‌کنند. بازپرس دادسرا با احضار متهم، وکیل و شهود، سعی در کشف حقیقت دارد. در جرایم جنسی (به استثنای برخی موارد)، تحقیقات مقدماتی غیرعلنی است و بازپرس نمی‌تواند بدون وجود دلایل کافی، پرونده را به دادگاه کیفری یک ارجاع دهد.

پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری یک که بالاترین مرجع کیفری بدوی محسوب می‌شود، ارسال می‌گردد. در این دادگاه، سه قاضی مستقل و مجرب پرونده را بررسی می‌کنند. برای صدور حکم اعدام، رای قضات باید به اتفاق آرا یا حداقل با اکثریت ۲ به ۱ صادر شود. یکی از قضات مخالف می‌تواند نظر خود را در پرونده قید کند، اما رای اکثریت لازم‌الاجرا خواهد بود.

فرآیند تجدیدنظرخواهی و فرجام‌خواهی

حکم اعدام صادره از دادگاه کیفری یک، خودکار و بدون نیاز به درخواست محکوم، به دیوان عالی کشور ارسال می‌شود. دیوان عالی کشور که بالاترین مرجع قضایی ایران است، حکم را از نظر تطابق با قانون و شرع بررسی می‌کند. اگر دیوان عالی کشور حکم را صحیح تشخیص دهد، آن را تأیید می‌کند؛ در غیر این صورت پرونده را برای رسیدگی مجدد به دادگاه همطراز ارسال می‌کند.

این مرحله از مهم‌ترین مراحل برای محکوم به اعدام است. وکیل محکوم می‌تواند قبل از رسیدگی در دیوان عالی کشور، لایحه دفاعی مفصل ارائه بدهد و ایرادات شکلی و ماهوی حکم را یادآور شود. اشتباه قضایی مثل شهادت دروغ، اشتباه کارشناسی یا عدم رعایت اصول دادرسی در این مرحله می‌تواند جان محکوم را نجات دهد.

تأیید نهایی حکم

پس از تأیید حکم توسط دیوان عالی کشور، نوبت به رئیس قوه قضاییه می‌رسد. بر اساس اصل ۱۶۱ قانون اساسی، حکم اعدام باید توسط رئیس قوه قضاییه یا نماینده تام‌الاختیار او (معاون اول قوه قضاییه) نیز تأیید شود. این مقام می‌تواند به تشخیص خود، حتی پس از تأیید دیوان عالی کشور، اجرای حکم را متوقف یا آن را به رأی کم‌سنگری تبدیل کند.

پس از این مرحله، پرونده به اجرای احکام کیفری ارسال می‌شود. قاضی اجرای احکام موظف است ابتدا قطعیت حکم را احراز کند، سپس ابلاغیه‌هایی را برای اشخاصی که باید در اجرای حکم حاضر شوند (قاضی صادرکننده، رئیس زندان، پزشک قانونی، روحانی و...) بفرستد. از این لحظه به بعد، زمان اجرای حکم فرا می‌رسد.

نحوه و زمان اجرای حکم اعدام

 

زمان دقیق اجرای حکم

طبق آیین‌نامه نحوه اجرای احکام حدود، قصاص و اعدام مصوب ۱۳۹۸ رئیس وقت قوه قضاییه، «زمان اجرای حکم، اول طلوع آفتاب خواهد بود، مگر اینکه دادگاه زمان خاصی را تعیین کرده باشد.» دلیل انتخاب این ساعت، جنبه عبرت‌آموزی عمومی در برخی موارد و همچنین رعایت حال محکوم و مجریان است.

در عمل، احکام اعدام معمولاً در ماه‌های رمضان و محرم به دلیل حرمت این ایام اجرا نمی‌شوند. همچنین چهارشنبه‌ها بیشترین آمار اجرای احکام را دارند. اما آنچه بیش از همه برای محکوم اهمیت دارد، ۲۴ ساعت آخر است.

آیین‌نامه ۲۴ ساعت آخر محکوم

۲۴ ساعت قبل از اجرا، محکوم از بند عمومی به قرنطینه یا سلول انفرادی منتقل می‌شود. خانواده، وکیل و روحانی زندان می‌توانند با او ملاقات کنند. در ملاقات آخر، معمولاً قاضی اجرای احکام هم حضور دارد و برای آخرین بار از اولیای دم (در پرونده‌های قصاص) رضایت می‌گیرد. بسیاری از محکومان در این ساعات، درخواست بخشش می‌کنند و گاهی تا لحظات آخر امید به زندگی دارند.

در شب آخر، افسر نگهبان یا روحانی زندان وصیت‌نامه محکوم را می‌گیرد. به محکوم این فرصت داده می‌شود که آخرین وصایای خود را بگوید، طلب هایش را تعیین کند یا حتی درخواست حلالیت از دیگران داشته باشد. معمولاً به او یک وعده غذای ساده نیز داده می‌شود و در صورت تمایل، غسل میت انجام می‌دهد.

مجریان حکم و نحوه اجرا

چه کسی حکم را اجرا می‌کند؟

به طور سنتی، اجرای حکم اعدام بر عهده مأموران زندان است، اما در عمل کمتر کسی داوطلب این کار می‌شود. معمولاً سربازی که کمترین رتبه را در میان مأموران دارد، مجبور به کشیدن اهرم زیر پای محکوم می‌شود. در موارد قصاص نفس، گاهی خود اولیای دم یا نماینده آن‌ها این کار را انجام می‌دهند تا انتقام خود را عملاً ببینند.

اجرای حکم اعدام آنقدر ناخوشایند است که زندان‌ها برای مأموری که اهرم را می‌کشد، یک یا دو روز مرخصی اجباری در نظر می‌گیرند. تأثیر روانی این صحنه به حدی است که بسیاری از مجریان حتی سال‌ها بعد، کابوس آن لحظات را می‌بینند.

چگونه محکوم جان می‌بازد؟

روش اصلی اعدام در ایران، حلق‌آویز کردن با طناب دار است. مطابق آیین‌نامه، «اصل بر اعدام با چوبه دار است» و روش‌های دیگر مثل شلیک گلوله یا اتصال برق فقط با تشخیص قاضی صادرکننده رأی امکان‌پذیر است.

طناب به دور گردن محکوم انداخته می‌شود، سپس سکوی زیر پای او یا اهرم متصل به طناب رها می‌گردد. در حدود ۷۰ درصد موارد، افتادن ناگهانی باعث شکسته شدن مهره‌های گردن و قطع نخاع می‌شود و مرگ تقریباً آنی رخ می‌دهد. در ۳۰ درصد موارد، مرگ به دلیل خفگی و انسداد عروق خونی رخ می‌دهد که حداکثر ۲ تا ۳ دقیقه طول می‌کشد. هوشیاری محکوم معمولاً ۲۰ تا ۳۰ ثانیه بیشتر دوام نمی‌آورد.

احراز حیات پس از اجرای حکم

طبق آیین‌نامه، پیکر محکوم باید حداقل ۴۵ دقیقه روی دار باقی بماند تا از مرگ قطعی او اطمینان حاصل شود. سپس پزشک قانونی حاضر در محل، جسد را معاینه می‌کند و مرگ را تأیید می‌کند. این نکته بسیار حائز اهمیت است که اگر پس از پایین آوردن جسد، علائمی از حیات در محکوم مشاهده شود، اجرای حکم از سر گرفته می‌شود. در موارد قصاص نفس، اگر اولیای دم رضایت به ادامه نداده باشند، محکوم دوباره قصاص می‌شود.

پس از تأیید مرگ، جسد به سردخانه منتقل شده و سپس به خانواده تحویل داده می‌شود. اگر خانواده جسد را تحویل نگیرند یا آزادی برای دفن نداشته باشند، دولت هزینه دفن را از بیت‌المال پرداخت کرده و مراسم شرعی برگزار می‌شود.

مراحل اعدام

حضور افراد در صحنه اجرا

افراد حاضر در زمان اجرای حکم

ماده ۷ آیین‌نامه نحوه اجرای احکام، حضور افراد زیر را در لحظه اجرای اعدام الزامی می‌داند:

• قاضی صادرکننده حکم بدوی (یا نماینده او)

• رئیس زندان یا معاون او

• فرمانده انتظامی محل یا معاون او

• پزشک قانونی یا پزشک معتمد

• یک روحانی یا شخص آگاه به مسائل دینی برای انجام تشریفات (خواندن دعا، تلقین شهادتین و...)

• منشی دادگاه برای قرائت حکم

• اولیای دم در موارد قصاص نفس (یا وکیل یا نماینده آن‌ها)

• وکیل محکوم (در صورت تمایل و اطلاع)

عدم حضور وکیل محکوم یا روحانی مانع اجرای حکم نمی‌شود. همچنین حضور افراد زیر ۱۸ سال در محل اجرا ممنوع است مگر با تشخیص قاضی اجرای احکام کیفری.

نقش پزشکی قانونی در اجرای حکم

نقش پزشک قانونی در این مراسم، یکی از متناقض‌نماترین نقش‌ها در نظام عدالت کیفری است. پزشکی که سوگند بقراطی خود را برای حفظ حیات انسان گرفته است، در صحنه اعدام وظیفه دارد سلامت و هوشیاری محکوم را پیش از مرگ بررسی کند و بگوید که «اجرای حکم بلامانع است».

پیش از اجرا، پزشک قانونی محکوم را از نظر جسمی معاینه می‌کند تا مطمئن شود بیماری خاصی مانند آنژین صدری یا آنوریسم مغزی ندارد که اجرای حکم در آن حالت غیرانسانی باشد. همچنین او هوشیاری محکوم را تأیید می‌کند تا بعداً کسی نگوید محکوم در حالت مستی، بیماری روانی شدید یا بیهوشی اعدام شده است. معمولاً به محکوم هیچ داروی آرام‌بخشی داده نمی‌شود تا هوشیاری کامل داشته باشد.

پس از اجرا، وظیفه پزشک قانونی «تأیید مرگ قطعی» است. این تأیید معمولاً با شنیدن صداهای قلب و ریه و بررسی مردمک چشم انجام می‌شود. حضور در چنین صحنه‌ای چنان ناخوشایند است که بسیاری از پزشکان از قبول این مأموریت فرار می‌کنند و تنها تعداد کمی هستند که به حکم وظیفه این کار را انجام می‌دهند.

حضور وکیل در اجرای حکم اعدام

وکیل محکوم از لحظه صدور حکم تا لحظه اجرا، نقشی فراتر از یک مشاور حقوقی دارد. حضور وکیل در لحظه اعدام بیشتر یک حمایت روانی است تا یک اقدام حقوقی، زیرا در آن لحظه دیگر هیچ اعتراضی قابل طرح نیست. با این حال، وکیل می‌تواند با حضور خود، از رعایت تشریفات قانونی اطمینان حاصل کند و مانع هرگونه اقدام خلاف قانون شود.

در موارد قصاص نفس، وکیل معمولاً تا آخرین لحظه با اولیای دم مذاکره می‌کند تا رضایت بگیرند. این کار را قاضی اجرای احکام هم انجام می‌دهد، اما گاهی حضور وکیل به عنوان میانجی مستقل، اعتماد بیشتری ایجاد می‌کند. در بسیاری از پرونده‌ها، وکیل موفق می‌شود با توجیه اولیای دم به عواقب اخروی قتل مثل تشدید عذاب قاتل و تخفیف عذاب مقتول، گذشت را جلب کند.

برای دسترسی سریع به مشاوره حقوقی در چنین پرونده‌های حساسی، سامانه وکیل آنلاین به صورت ۲۴ ساعته آماده پاسخگویی است و می‌تواند در کمترین زمان ممکن، وکیل متخصص را به شما معرفی کند.

ابعاد روان‌شناختی و انتقادات

تأثیر اعدام بر مجریان حکم

اعدام فقط برای محکوم ترسناک نیست. کابوس‌های شبانه، افسردگی، اضطراب و حتی بیماری‌های قلبی، از جمله «میکروتروماهایی» هستند که مجریان حکم سال‌ها با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند. یکی از زندانبانان باتجربه گفته بود: «بعضی شب‌ها، بخصوص وقتی تب دارم، کابوس اعدام و اعدامی‌ها را می‌بینم.»

قاضی اجرای احکام، مأمورانی که اهرم را می‌کشند، پزشک قانونی، و حتی روحانی حاضر در صحنه، همگی مستعد ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) هستند. روبه‌رو شدن با مرگ می‌تواند کشنده باشد؛ این جمله فقط درباره محکومان صادق نیست. مجریان غیرحرفه‌ای که به اجبار یا ناآگاهی وارد این صحنه می‌شوند، معمولاً ماه‌ها بعد دچار مشکلات خواب، پرخوری یا کم‌خوری و حملات پانیک می‌شوند.

نگرانی‌های منتقدان چیست؟

منتقدان داخلی و بین‌المللی اعدام در ایران عمدتاً سه دسته نگرانی عمده دارند:

1. خطاپذیری محاکمات قضایی: انجمن‌های حقوق بشری موارد متعددی را مستند کرده‌اند که در آنها شخصی پس از اعدام، بی‌گناه شناخته شده است. شهادت دروغ، اشتباه کارشناسی و حتی اعتراف تحت فشار، از مهم‌ترین عوامل این خطاها هستند. در نظام قضایی ایران، بازجویی‌های طولانی، انفرادی و گاه همراه با فشار روانی، گاهی به اعترافاتی منجر می‌شود که بعداً معلوم می‌شود واقعیت ندارند.

2. عدم رعایت حقوق دفاعی در جرایم امنیتی: در پرونده‌های محاربه، بغی و افساد فی‌الارض (که اغلب برای فعالان سیاسی و مدنی استفاده می‌شود)، منتقدان می‌گویند متهمان دسترسی کافی به وکیل مستقل ندارند و دادگاه‌های انقلاب که به این پرونده‌ها رسیدگی می‌کنند، تشریفات دادرسی را به طور کامل رعایت نمی‌کنند.

3. اجرای علنی و تأثیر روانی بر جامعه: اعدام‌های علنی که گاه در ملاء عام و در خیابان‌های اصلی شهرها انجام می‌شود، به گفته روانشناسان اثر بازدارندگی ندارد بلکه جامعه را به خشونت عادت می‌دهد. مشاهده صحنه اعدام می‌تواند کودکان و نوجوانان حاضر در صحنه را برای سال‌ها دچار اختلالات روانی شدید کند.

اهدای عضو پس از اجرای حکم

امکان اهدای عضو محکوم به اعدام و قصاص نفس

آیین‌نامه جدید نحوه اجرای احکام مصوب ۱۳۹۸، برای اولین بار بحث اهدای عضو محکومان به اعدام را قانونی کرد. مطابق ماده ۴۷ این آیین‌نامه، اگر محکوم به اعدام «داوطلبانه» و به صورت کتبی رضایت دهد که اعضای بدنش پس از مرگ به بیماران نیازمند اهدا شود، می‌توان این کار را انجام داد. شرط دیگر، تأیید پزشکی قانونی مبنی بر اینکه اهدای عضو مانع پزشکی ندارد و پیوند امکان‌پذیر است، می‌باشد.

این بند از آیین‌نامه هنوز به طور کامل اجرایی نشده، زیرا وزارت دادگستری و سازمان پزشکی قانونی موظف شده‌اند ظرف شش ماه دستورالعمل اجرایی آن را تدوین کنند، اما تاکنون چنین دستورالعملی تهیه نشده است. با این حال، به دلیل اهمیت موضوع اهدای عضو محکومان، این بخش را در مقاله گنجانده‌ایم تا در صورت اجرایی شدن، خوانندگان با آن آشنا باشند.

چالش‌های فقهی و حقوقی

مخالفان سرسختی در میان حقوقدانان و پزشکان نسبت به این ماده از آیین‌نامه وجود دارد. دکتر ایرج فاضل، رئیس جامعه جراحان ایران، در نامه‌ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه اعلام کرد: «استفاده از اعضای بدن محکومین به اعدام سابقه بسیار ناخوشایند، مذموم و به شدت نقدپذیر دارد و آبروی احترام‌برانگیز پدیده پیوند اعضاء را تهدید می‌کند.»

عمده چالش‌های اهدای عضو از سوی محکومان به اعدام عبارتند از:

  •  احتمال اعمال فشار بر محکوم: خانواده محکوم یا حتی زندانبانان ممکن است برای دریافت پول یا تسهیلات، محکوم را به اهدای عضو مجبور کنند. اثبات «داوطلبانه» بودن این رضایت در فضای بسته زندان بسیار سخت است.
  • تضاد با کرامت انسانی: منتقدان می‌گویند تبدیل کردن جسد یک محکوم به منبع قطعات یدکی برای دیگران، کرامت انسانی او را نقض می‌کند و پیوند عضو را به تجارتی بدل می‌سازد.
  •  تغییر روش اعدام: برای اینکه اعضایی مثل قلب، کبد یا کلیه پس از مرگ قابل پیوند باشند، باید جریان خون در آنها تا زمان برداشت ادامه داشته باشد. این یعنی عملاً باید محکوم را به صورت «مرگ مغزی» درآورد، نه با دار زدن. چنین روشی نه در قانون پیش‌بینی شده و نه از نظر شرعی (در مورد مجازات سالب حیات) سابقه دارد.

در مقابل، موافقان می‌گویند اهدای عضو پس از مرگ، عملی خداپسندانه و نجات‌بخش جان چندین بیمار است و اگر محکوم با رضایت کامل این کار را بکند، منع شرعی ندارد. با این حال، تا زمانی که دستورالعمل اجرایی شفاف و نظارت‌های قوی تدوین نشود، اجرای این ماده بسیار بعید به نظر می‌رسد.