header_background
رأی وحدت رویه شماره 2467 ارث و امور حسبی امور حسبی و حجر

رای وحدت رویه شماره 2467 مورخ 1335/11/28 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور

تاریخ رأی: 1335/11/28
مرجع صادرکننده: هیات عمومی دیوان عالی کشور
تحلیل اختصاصی رأی

این رأی چه می‌گوید و کجا کاربرد دارد؟

این بخش برای فهم سریع رأی تهیه شده است؛ متن رسمی و کامل رأی در ادامه صفحه قرار دارد.

رفتن مستقیم به متن رسمی رأی
مسئله حقوقی

در موضوع «حجر و امور حسبی»، امکان و حدود اعتراض، تجدیدنظر، فرجام یا اعاده دادرسی طبق رأی وحدت رویه شماره 2467 چگونه تعیین می‌شود؟

خلاصه رأی

بر پایه این رأی، چون به موجب ماده 99 قانون امور حسبی قیم از تصمیم دادگاه راجع به عزل خود می‌تواند پژوهش بخواهد لذا تجدید رسیدگی در مرحله بدوی به عنوان غیابی بودن تصمیم مزبور مورد ندارد. اختلافی بین دادگاه شهرستان و دادگاه استان مرکز راجع به اعتراض به تصمیم دادگاه شهرستان در مورد عزل قیم حاصل شده به این تفصیل: دادگاه شهرستان تهران قیمه صغاری را برحسب درخواست اداره سرپرستی و در غیاب او از قیمومت عزل کرده است قیمه به این تصمیم اعتراض نموده و رییس کل دادگاه‌های شهرستان تهران که بدوا هم به موضوع رسیدگی کرده دستور داده: (با توجه به ماده 99 قانون امور حسبی پرونده به دادگاه استان ارسال شود زیرا شکایت معترضه پژوهشی محسوب می‌شود.) شعبه 2 دادگاه استان شکایت فوق را پژوهشی ندانسته و دادنامه را غیابی و قابل اعتراض تلقی نموده و پرونده را برای رسیدگی به دادگاه شهرستان اعاده داده است.

کاربرد عملی رأی

کاربرد عملی رأی شماره 2467 مورخ 1335/11/28: پیش از ثبت اعتراض، تجدیدنظر یا فرجام، پرسش محوری این است که «در موضوع «حجر و امور حسبی»، امکان و حدود اعتراض، تجدیدنظر، فرجام یا اعاده دادرسی طبق رأی وحدت رویه شماره 2467 چگونه تعیین می‌شود؟». نوع تصمیم، مهلت و مرجع اعتراض باید با ضابطه این رأی سنجیده شود. اعتبار فعلی مقررات مورد استناد رأی نیز باید متناسب با زمان و قانون حاکم بر پرونده جداگانه بررسی شود.

متن و مستندات رسمی رأی

متن رسمی رأی با ساختار بخش‌بندی‌شده

رای وحدت رویه شماره 2467 مورخ 1335/11/28 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور چون به موجب ماده 99 قانون امور حسبی قیم از تصمیم دادگاه راجع به عزل خود می‌تواند پژوهش بخواهد لذا تجدید رسیدگی در مرحله بدوی به عنوان غیابی بودن تصمیم مزبور مورد ندارد. اختلافی بین دادگاه شهرستان و دادگاه استان مرکز راجع به اعتراض به تصمیم دادگاه شهرستان در مورد عزل قیم حاصل شده به این تفصیل: دادگاه شهرستان تهران قیمه صغاری را برحسب درخواست اداره سرپرستی و در غیاب او از قیمومت عزل کرده است قیمه به این تصمیم اعتراض نموده و رییس کل دادگاه‌های شهرستان تهران که بدوا هم به موضوع رسیدگی کرده دستور داده: (با توجه به ماده 99 قانون امور حسبی پرونده به دادگاه استان ارسال شود زیرا شکایت معترضه پژوهشی محسوب می‌شود.) شعبه 2 دادگاه استان شکایت فوق را پژوهشی ندانسته و دادنامه را غیابی و قابل اعتراض تلقی نموده و پرونده را برای رسیدگی به دادگاه شهرستان اعاده داده است. مراتب را رئیس کل دادگاه‌های شهرستان با قید اینکه به نظر مشارالیه (تصمیمات دادگاه شهرستان به موجب ماده 65 و 99 قانون امور حسبی قابل اعتراض نیست و مطلقا قابل پژوهش است و فقط طبق ماده 44 قانون مذکور از ناحیه اشخاص ثالث قابل اعتراض می‌باشد) به دادستان کل اعلام نموده تا طبق ماده 43 قانون امور حسبی موضوع در هیات عمومی دیوان عالی کشور طرح گردد. برحسب درخواست دادستان کل هیات عمومی دیوان عالی کشور به موضوع رسیدگی کرده به شرح ذیل اتخاذ تصمیم نموده اند: «چون به موجب ماده 99 قانون امور حسبی قیم از تصمیم دادگاه راجع به عزل خود می‌تواند پژوهش بخواهد لذا تجدید رسیدگی در مرحله بدوی به عنوان غیابی بودن تصمیم مزبور مورد ندارد.»