header_background
رأی وحدت رویه شماره 804 حقوق کیفری قصاص و دیات

رای وحدت‌ رویه شماره 804 مورخ 1399/10/02 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور

تاریخ رأی: 1399/10/02
ردیف پرونده: 58/99
مرجع صادرکننده: هیات عمومی دیوان عالی کشور
تحلیل اختصاصی رأی

این رأی چه می‌گوید و کجا کاربرد دارد؟

این بخش برای فهم سریع رأی تهیه شده است؛ متن رسمی و کامل رأی در ادامه صفحه قرار دارد.

رفتن مستقیم به متن رسمی رأی
مسئله حقوقی

رأی وحدت رویه شماره 804 درباره عنوان، مسئولیت یا اثر کیفری «دیه» چه قاعده‌ای مقرر کرده است؟

خلاصه رأی

بر پایه این رأی، جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی، قابلیت استناد به رفتار «وارد‌‌کننده صدمه اولیه» را ندارد تا مطابق ماده 492 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مستوجب پرداخت دیه یا ارش از جانب وی باشد. از طرفی با عنایت به مواد 495 و 496 قانون مذکور چنانچه جراحات موصوف با رعایت مقررات پزشکی و موازین قانونی ایجاد شده باشد، معالجه‌کننده اعم از پزشک یا پرستار و مانند آن نیز مسئولیتی برای پرداخت دیه یا ارش در قبال آن ندارد. بنا به مراتب مذکور، رای شعبه نهم دیوان عالی کشور تا حدی که با این نظر انطباق دارد به اکثریت آراء صحیح و قانونی تشخیص داده می‌شود. هیات‌ عمومی دیوان‌ عالی‌ کشور.

کاربرد عملی رأی

کاربرد عملی رأی شماره 804 مورخ 1399/10/02: در ارزیابی عنوان اتهام، مسئولیت یا نتیجه کیفری، پرسش محوری این است که «رأی وحدت رویه شماره 804 درباره عنوان، مسئولیت یا اثر کیفری «دیه» چه قاعده‌ای مقرر کرده است؟». وقایع پرونده و شرایط قانونی باید با معیار مقرر در این رأی تطبیق داده شود. اعتبار فعلی مقررات مورد استناد رأی نیز باید متناسب با زمان و قانون حاکم بر پرونده جداگانه بررسی شود.

متن و مستندات رسمی رأی

متن رسمی رأی با ساختار بخش‌بندی‌شده

رای وحدت‌ رویه شماره 804 مورخ 1399/10/02 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور جراحاتی که در حین معالجات پزشکی ایجاد می‌شوند، قابلیت استناد به رفتار واردکننده صدمه اولیه را ندارند و بنابراین مستوجب پرداخت دیه یا ارش از جانب او نیستند. همچنین، اگر این جراحات با رعایت اصول و مقررات پزشکی و موازین قانونی ایجاد شده باشند، پزشک یا معالج نیز مسئولیتی در پرداخت دیه یا ارش ندارند. مقدمه جلسه هیات ‌عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف 58/99 راس ساعت 8:30 روز سه‌شنبه، مورخ 1399/10/02 به ‌ریاست حجت‌الاسلام‌ والمسلمین جناب آقای سیداحمد مرتضوی مقدّم، رئیس محترم دیوان ‌‌عالی ‌‌کشور و با حضور حجت‌الاسلام‌ والمسلمین جناب آقای سید محسن موسوی، نماینده محترم دادستان ‌کل‌ کشور و با شرکت آقایان روسا، مستشاران و اعضای ‌معاون کلیه شعب دیوان‌عالی‌کشور، در سالن هیات‌ عمومی تشکیل شد و پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و قرائت گزارش ‌پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکت‌کننده در خصوص مورد و استماع نظر نماینده محترم دادستان ‌کل‌ کشور که به ‌ترتیب‌ ذیل منعکس ‌می‌گردد، به ‌صدور رای وحدت‌ رویه ‌قضایی شماره 804 - 1399/10/02 منتهی گردید. الف) گزارش پرونده به استحضار می‌رساند، آقای محمد بارانی، رئیس محترم شعبه هفدهم دیوان عالی کشور با اعلام اینکه از سوی شعب نهم و یازدهم دیوان عالی کشور در خصوص مسئولیت جانی در پرداخت دیه یا ارش صدمات ناشی از اعمال جراحی، آراء مختلف صادر شده، درخواست طرح موضوع را در هیات عمومی دیوان عالی کشور نموده است که گزارش امر به شرح آتی تقدیم می‌شود: الف) به حکایت دادنامه شماره 9909973867200013- 99/4/17 شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان چهارمحال‌و‌بختیاری مستقر در لردگان، در خصوص اتهام آقای محمد... دایر بر ایراد جرح عمدی با چاقو، توهین و تهدید و ورود به عنف به منزل، چنین رای داده شده است: «. .. دادگاه رابطه علّیت را میان فعل محمد... و آسیب وارد شده به حسین. .. برقرار و دیگر اتهام‌ها را نیز متوجه او می‌داند. از این رو به استناد مواد 27، 164، 166 تا 168، 171، 172، 176، 211، 289، 290(بند الف)، 448، 449، 452، 462، 488 (بند الف)، 492، 709، 710 و 711 قانون مجازات اسلامی 1392 او را به علت دامیه خلف بازوی راست به پرداخت یک صدم، به علت دو عدد جائفه در سمت راست و چپ قفسه [سینه] به پرداخت شصت و شش صدم دیه، به علت آسیب بافت نرم ناشی از عمل جراحی و قرار دادن لوله سینه‌ای به پرداخت چهار درصد ارش، به علت موضحه کف دست راست به پرداخت دو و نیم درصد، به علت شکستگی استخوان کف دستی اول دست راست به پرداخت چهار درصد ارش، به علت آسیب نسج نرم ناشی از عمل جراحی و قرار دادن ابزار ثابت‌‌کننده استخوان کف دستی اول دست راست به پرداخت یک درصد ارش، به علت دو عدد دامیه ساق چپ به پرداخت دو درصد دیه، به علت دامیه بند آخری انگشت اول دست چپ به پرداخت دو سه هزارم، به علت متلاحمه بند آخری انگشت دوم سمت چپ به پرداخت سه هزارم، به علت حارصه آرنج راست به پرداخت پنج هزارم دیه و به علت پارگی تاندون انگشت شست دست راست به پرداخت پنج هزارم ارش در حق حسین... محکوم می‌نماید. مهلت پرداخت یک سال قمری است از تاریخ جنایت. از جنبه عمومی به استناد تبصره ماده 614 و مواد 608،669 و 694 قانون مجازات اسلامی، ماده 11 و تبصره آن نیز بندهای پ و ث ماده 12 قانون کاهش مجازات تعزیری به علت ایراد صدمه بدنی با چاقو او را به دوازده ماه زندان درجه 6، به علت توهین به پرداخت هشتاد میلیون ریال جزای نقدی درجه 6، به علت تهدید به هفتاد و چهار ضربه شلاق درجه 6 و به علت ورود به عنف به هجده ماه زندان درجه 6 محکوم می‌نماید. مجازات اشد اجرا می‌شود و چنانچه مجازات اشد به علت قانونی کاهش یابد تبدیل یا غیر قابل اجرا شود، مجازات اشد بعدی اجرا خواهد شد. بازداشت قبلی باید محاسبه و جزای نقدی به حساب خزانه‌داری کل کشور واریز شود. حکم، حضوری است و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.» با فرجام خواهی از این رای، شعبه نهم دیوان عالی کشور به موجب دادنامه شماره 9909970909400708 - 1399/06/26، چنین رای داده است: «. .. در مورد تعیین ارش (چهار درصد) به علت آسیب بافت نرم ناشی از عمل جراحی. .. و همچنین تعیین یک درصد ارش به علت آسیب نسج نرم ناشی از عمل جراحی قرار دادن ابزار ثابت‌کننده استخوان کف دستی اول دست راست با توجه به اینکه این جراحات توسط پزشک و برای درمان به وجود آمده است و مسئولیت جانی در پرداخت دیه و ارش صرفاً به میزانی است که مستقیماً بر اثر وارد شدن صدمه ایجاد کرده و لذا آنچه به منظور عمل جراحی، جراحاتی به مجنی‌علیه وارد شود از شمول محکومیت مقصر به پرداخت دیه مقدر و غیر مقدر خارج است و بدیهی است که چون این اقدامات برای درمان است، هزینه درمان در تعیین دیه و ارش لحاظ شده است و موجبی برای تعیین ارش جداگانه نمی‌باشد. بنابراین در این دو مورد در اجرای بند 4 قسمت ب ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری، دادنامه فرجام‌خواسته نقض و پرونده برای رسیدگی به شعبه هم عرض محول می‌گردد.» ب) به حکایت دادنامه شماره 9809978326100249 - 98/10/15 شعبه دوم دادگاه کیفری یک کرمانشاه در خصوص اتهام آقایان محمد. ... و رضا... دایر بر ایراد جرح عمدی با چاقو نسبت به یکدیگر که منتهی به نقص عضو هر دو نفر شده، چنین رای داده شده است: «. .. با توجه به ادله و امارات موجود، دادگاه مجرمیت هر دو نفر را محرز دانسته و مستنداً به مواد 448، 449، 559، 709، 710، 462، 488 و 711 همگی از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 هر یک از متهمان را به پرداخت دیات ذیل در حق طرف مقابل ظرف مهلت یک سال از وقوع جرم محکوم [می] نماید. آقای محمد. .. محکوم به پرداخت 1- یک سوم دیه کامله بابت جراحت جائفه قدام شانه چپ 2- یک درصد دیه کامله بابت ارش جراحت دامیه سمت چپ گردن 3- نیم درصد دیه کامله بابت ارش جراحت حارصه قسمت تحتانی قفسه سینه سمت چپ 4- دو درصد دیه کامله مجموعاً بابت دو فقره جراحت دامیه بازوی راست 5 - یک درصد دیه کامله بابت ارش جراحت دامیه قدام شانه چپ 6 - یک درصد دیه کامله بابت ارش جراحت دامیه خلف شانه راست 7- دو درصد دیه کامله بابت ارش تعبیه لوله سینه‌ای سمت چپ 8 - 25درصد دیه کامله بابت ارش آسیب شبکه بازوی چپ که منجر به محدودیت حرکتی و نقص عضو در اندام فوقانی شده است در حق رضا... می‌باشد و آقای رضا... محکوم به پرداخت 1- سه درصد از یک دهم دیه کامله بابت جرح متلاحمه انگشت سوم دست راست 2- دو صدم از یک سی‌ام دیه کامله بابت جرح دامیه خلف بند اول انگشت سوم دست چپ 3- دو صدم دیه کامله بابت جرح دامیه سمت چپ سر 4- پنج درصد دیه کامله بابت ارش پارگی رباط جمع‌‌کننده انگشت سوم دست چپ که منجر به نقص عضو اندام فوقانی شده است در حق محمد. .. می‌باشد. در خصوص جنبه عمومی مجازات جراحات وارده، دادگاه با احراز نقص عضو در هر دو نفر اگرچه شدت نقص عضو در رضا... بیشتر بوده و نیز اعتقاد بر اینکه ایراد جراحات توام با درگیری در انظار عمومی واقع شده و موجب اخلال در نظم جامعه شده و بی‌پاسخ ماندن اعمال ارتکابی از جانب حاکمیت منتج به تجرّی نامبردگان و سایر مجرمان بالقوه خواهد شد، مستنداً به ماده 614 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 هر یک از متهمان را به تحمل 30 ماه حبس تعزیری محکوم می‌نماید. کسر و احتساب ایام بازداشت قبلی متهمان الزامی است. رای صادره حضوری است و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض و فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.» با فرجام خواهی از این رای، شعبه یازدهم دیوان عالی کشور به موجب دادنامه شماره 9909970907100974- 1399/02/29، چنین رای داده است: «... فرجام‌خواهی. .. نسبت به دادنامه فوق‌الذکر به گونه‌ای نیست که اساس آن را مخدوش ساخته و موجب بی‌اعتباری آن شود و رای مذکور با توجه به اوراق پرونده مطابق موازین قانونی صادر گردیده و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی نیز اشکال موثری در پرونده ملاحظه نشد، بنابراین مستنداً به شق الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با الحاقات و اصلاحات بعدی آن، دادنامه فرجام خواسته ابرام می‌گردد...» چنانکه ملاحظه می‌شود، شعب نهم و یازدهم دیوان عالی کشور در خصوص مسئولیت جانی در پرداخت دیه یا ارش صدمات ناشی از اعمال جراحی آراء متفاوت صادر کرده‌اند؛ به گونه‌ای که شعبه یازدهم دادنامه فرجام‌خواسته را که به موجب آن متهم بابت صدمات مذکور محکوم شده ابرام کرده، اما شعبه نهم با این استدلال که جراحات وارده توسط پزشک و برای درمان به وجود آمده و مسئولیت جانی در پرداخت دیه و ارش صرفاً به میزانی است که مستقیماً بر اثر وارد شدن صدمه ایجاد شده و جراحات وارده در اثر اعمال جراحی از شمول محکومیت مقصر به پرداخت دیه خارج است و چون این اقدامات برای درمان است هزینه درمان در تعیین ارش و دیه لحاظ شده است و موجبی برای دیه یا ارش جداگانه نیست، دادنامه فرجام‌خواسته را نقض کرده است. بنا به مراتب، در موضوع مشابه، اختلاف استنباط محقق شده است، لذا در اجرای ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور ایجاد وحدت رویه قضایی، طرح موضوع در جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور درخواست‌ می‌گردد. معاون قضایی دیوان عالی کشور در امور هیات عمومی - غلامعلی صدقی ب) نظریه نماینده دادستان کل کشور احتراماً، در خصوص پرونده وحدت رویه قضایی ردیف 58/99 هیات عمومی دیوان عالی کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح آتی اظهار عقیده می‌گردد: شعبه محترم نهم دیوان عالی کشور با نقض حکم شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان چهارمحال و بختیاری چنین حکم داده است که جراحات وارده ناشی از عمل جراحی برای درمان توسط پزشک از شمول محکومیت مقصر به پرداخت دیه مقدر و غیرمقدر خارج است و موجبی برای تعیین ارش جداگانه نمی‌باشد لیکن شعبه یازدهم دیوان عالی کشور دادنامه فرجام خواهی از شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان کرمان را که به موجب آن متهم بابت صدمات مذکور محکوم گردیده، ابرام نموده است. بدیهی است جراحات ناشی از عملیات پزشکی در صورتی که برای درمان مصدوم ضروری باشد مورد اختلاف است و چنانچه عملیات پزشکی منتهی به جراحت غیرضروری باشد از شمول موضوع اختلاف خارج است. همچنین بدیهی است که در احراز تسبیب در جنایت، رابطه تسبیب بین فعل جانی اولیه و جراحت ناشی از عملیات پزشکی و استناد نتیجه حاصله به رفتار مرتکب باید احراز گردد که تشخیص آن بر عهده پزشک قانونی و مراجع قضایی رسیدگی‌‌کننده است و با توجه به مراتب مذکور، نظر به اینکه اصولاً تعلق دیه و ارش به صدمات وارده مبتنی بر احراز انتساب نتیجه بر رفتار مرتکب باشد و چنانچه نتیجه مستقیماً بر اثر وارد شدن صدمات بر مجنی‌علیه وارد شود قابل مطالبه است. بنابراین چنانچه به منظور عمل جراحی، جراحاتی به مجنی‌علیه وارد شود از شمول محکومیت مقصر به پرداخت دیه خارج است و چنانچه برای مداوا آن اقدمات صورت گیرد که موجب ورود جراحتی بر بدن گردد علی‌الاصول از شمول ماده 492 خارج است؛ زیرا منتسب به مرتکب جرم نمی‌باشد، ولی چنانچه در اثر عمل جراحی لزوماً و به نحو ضروری و غیر قابل اجتناب آسیبی به مصدوم وارد گردد که باعث نقص یا اشکالات دیگر گردد به‌دلیل تسبیب مرتکب ضامن است و از مصادیق ماده 506 قانون مجازات اسلامی می‌باشد. چون مبنای مسئولیت کیفری در مورد جراحات، ناشی از عمل مجرمانه جانی و در برخی موارد از سرایت آثار آن عمل می‌باشد و بر اساس این مسئولیت کیفری است که حکم بر محکومیت وی به پرداخت دیه مقدور و ارش صادر می‌گردد و چون جراحات ناشی از اعمال جراحی مستند به فعل جانی نبوده، نمی‌تواند منشا پرداخت دیه جنایت بوده باشد هر چند ممکن است مثل سایر خسارات مازاد بر دیه از باب مسئولیت مدنی قابل مطالبه بوده باشد. بنابراین محکومیت جانی بر پرداخت دیه و ارش مربوط به جراحاتی است که مستند به فعل وی نبوده و حاصل از سرایت آثار آن جراحت هم نمی‌باشد. به لحاظ مراتب مذکور در امور کیفری توجیه شرعی و قانونی ندارد؛ چرا که برای تعلق دیه بر موضوع 3 شرط لازم است: 1- تصریح در شرع مقدس 2- وقوع جنایت 3- وضع قانون، لذا اعمال جراحی پزشک برای درمان را نمی‌توان جنایت دانست و تعلق دیه بر آن با موازین شرعی و قانونی انطباق نداشته و رای صادره از شعبه نهم دیوان عالی کشور منطبق بر قانون و قابل تایید است. ج) رای وحدت‌ رویه شماره 804 - 1399/10/02 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی، قابلیت استناد به رفتار «وارد‌‌کننده صدمه اولیه» را ندارد تا مطابق ماده 492 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مستوجب پرداخت دیه یا ارش از جانب وی باشد. از طرفی با عنایت به مواد 495 و 496 قانون مذکور چنانچه جراحات موصوف با رعایت مقررات پزشکی و موازین قانونی ایجاد شده باشد، معالجه‌کننده اعم از پزشک یا پرستار و مانند آن نیز مسئولیتی برای پرداخت دیه یا ارش در قبال آن ندارد. بنا به مراتب مذکور، رای شعبه نهم دیوان عالی کشور تا حدی که با این نظر انطباق دارد به اکثریت آراء صحیح و قانونی تشخیص داده می‌شود. این رای طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 با اصلاحات بعدی، در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و سایر مراجع، اعم از قضایی و غیر آن لازم‌الاتباع است. هیات‌ عمومی دیوان‌ عالی‌ کشور

نظریات مشورتی مرتبط

نظریات مشورتی مرتبط با مسئله این رأی

6
نظریه 7/1401/1174 1401/11/11

نظریه مشورتی شماره 7/1401/1174 مورخ 1401/11/11

باز کردن
پرسش
نظر به این‌که پس از صدور رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 هیأت عمومی دیوان عالی کشور، مبنی بر عدم مسئولیت وارد‌کننده صدمه اولیه به پرداخت دیه یا ارش جراحات ایجادشده در معالجات پزشکی، برخی از همکاران محترم قضایی با توجه به مقدمه رأی که در مورد اختلاف بین دو شعبه دادگاه کیفری در خصوص ایراد جرح عمدی با چاقو می‌باشد، رأی مذکور را صرفاً منصرف به جرایم عمدی منجر به صدمه می‌دانند نه جرایم غیر عمدی؛ با این وصف خواهشمند است ارشاد فرمایید: اولاً، آیا رأی وحدت رویه مذکور شامل ایجاد صدمات غیر عمدی بویژه ایراد صدمات غیر عمدی در نتیجه بی‌احتیاطی در امر رانندگی که پزشک معالج مجدداً صدماتی را در جهت معالجه وارد می‌آورد نیز می‌شود؟ ثانیاً، آیا حسب مورد شرکت‌های بیمه یا صندوق خسارات بدنی تکلیفی به پرداخت دیه یا ارش این نوع صدمات دارند؟
پاسخ
اولاً، با توجه به صراحت رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 هیأت عمومی دیوان عالی کشور مبنی بر این که جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی قابلیت استناد به رفتار وارد‌کننده صدمه اولیه را ندارد و با عنایت به این‌که عمد یا غیر عمد بودن رفتار وارد‌کننده صدمه اولیه از حیث انتساب یا عدم انتساب جراحات فرض سوال به وی موثر در مقام نیست و به عبارت دیگر عمدی ‌بودن موضوع منتهی به صدور رأی وحدت رویه موثر در غیر قابل استناد تلقی کردن جراحات ثانویه به رفتار جانی نبوده است؛ بنابراین رأی وحدت رویه یاد‌شده در خصوص موضوع استعلام (ایراد صدمات بدنی غیر عمد و صدمات بدنی ناشی از بی‌احتیاطی در رانندگی) که پزشک معالج مجدد صدماتی را در جهت معالجه وارد می‌آورد نیز می‌شود. ثانیاً، با عنایت به مراتب مذکور در بند «اولاً» و نظر بر این‌که آراء وحدت رویه در حکم قانون بوده و وفق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در موارد مشابه برای دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و دیگر مراجع اعم از قضایی و غیرقضایی لازم‌الاجرا است؛ بنابراین صدور حکم بر محکومیت شرکت‌های بیمه یا صندوق تأمین خسارت‌های بدنی به دیه یا ارش صدماتی که پزشک معالج در جریان معالجه وارد می‌آورد فاقد وجاهت قانونی است.
نظریه 7/1400/1010 1400/10/15

نظریه مشورتی شماره 7/1400/1010 مورخ 1400/10/15

باز کردن
پرسش
در مواردی که شرکت‌های بیمه خوانده دعوا هستند و دعوا راجع به جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی است، شرکت‌های یادشده به استناد رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/3 هیأت عمومی دیوان عالی کشور صدور حکم به بی حقی خواهان را درخواست می‌کنند: 1- آیا رأی وحدت یدشده نیز شامل غرامات وارده به راننده مقصر حادثه نیز می‌شود؟ 2- در مواردی که خواهان شخص ثالث باشد و ارش جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی را مطالبه کند، هر چند دادگاه به استناد رای وحدت رویه مذکور نمی‌تواند جانی یا شرکت بیمه را حسب مورد پرداخت دیه به صورت یوم الادا محکوم کند؛ اما آیا دادگاه می‌تواند بر اساس قواعد عام مسئوولیت مدنی مستند به مواد 1، 2 و 3 قانون مسئوولیت مدنی مصوب 1339 راننده مقصر حادثه و یا شرکت بیمه را حسب مورد به لحاظ تسبیب در خسارت بدنی به پرداخت خسارت معادل دیه بر اساس نرخ دیه در سال وقوع جنایت محکوم کند؟
پاسخ
با توجه به صراحت رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 هیأت عمومی دیوان عالی کشور مبنی بر این‌که جراحات ایجادشده در معالجات پزشکی قابلیت استناد به رفتار واردکننده صدمه اولیه را ندارد و با عنایت به این‌که آراء وحدت ‌رویه در حکم قانون بوده و وفق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در موارد مشابه برای دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و دیگر مراجع اعم از قضایی و غیر قضایی لازم‌الاجرا است؛ بنابراین رأی وحدت رویه یادشده در خصوص تمامی موارد مذکور در استعلام مجراست و با توجه به عدم قابلیت استناد مندرج در رأی وحدت رویه مذکور، مسئولیت راننده مقصر حادثه و به تبع آن شرکت بیمه به نحو مطرح‌شده در استعلام نیز منتفی است.
نظریه 7/1400/170 1400/03/25

نظریه مشورتی شماره 7/1400/170 مورخ 1400/03/25

باز کردن
پرسش
1- آیا آراء صادره بر اساس ماده 510 قانون آیین دادرسی کیفری قابل تجدید نظرخواهی یا اعمال ماده 442 قانون یادشده است؟ 2- آیا می‌توان ضارب را بابت ارش صدماتی که در اثر عمل جراحی ایجاد می‌شود مانند تعبیه لوله یا آسیب نسج نرم، از باب تسبیب محکوم کردیا این‌که غیر قابل انتساب استو صرفاً صدماتی که حین حادثه (کار یا تصادف) یا ضرب و جرح ایجاد شده است بر عهده متهم است؟
پاسخ
1- با توجه به این که در ماده 510 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، به قطعیت یا قابلیت تجدید نظر خواهی و فرجام نسبت به حکم واحد صادره در اجرای ماده مزبور تصریح به عمل نیامده است، بنابراین در خصوص مورد مذکور باید به قواعد عام حاکم بر تجدید نظر خواهی یا قابلیت فرجام نسبت به آرای دادگاه‌ها رجوع شود و لذا با لحاظ مواد 427، 428 و 443 قانون فوق‌الذکر، آرای دادگاه‌های کیفری قابل تجدید نظر و فرجام و آرای صادره از سوی دادگاه تجدید نظر (در خصوص موضوع ماده 510 قانون صدرالذکر)، قطعی است. لذا در فرضی که مطابق ضابطه‌ مرقوم، رأی صادره قطعی است، اعمال حکم مقرر در ماده‌ 442 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 که ناظر به تخفیف مجازات در آراء غیر قطعی است، سالبه به انتفای موضوع است. 2- با توجه به صراحت رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 هیأت عمومی دیوان عالی کشور مبنی بر این‌که جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی قابلیت استناد به رفتار وارد‌ کننده صدمه اولیه را ندارد و با عنایت به این‌که آراء وحدت ‌رویه در حکم قانون بوده و وفق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در موارد مشابه برای دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و دیگر مراجع، اعم از قضایی و غیر قضایی لازم‌الاجرا است؛ بنابراین هرگونه تفسیر خلاف مفاد رأی وحدت رویه پیش‌گفته در جهت مسئول دانستن جانی فاقد وجه است.
نظریه 7/1400/56 1400/02/07

نظریه مشورتی شماره 7/1400/56 مورخ 1400/02/07

باز کردن
پرسش
در خصوص تفسیر رای وحدت رویه اخیر دیوان محترم عالی کشور به شماره 804 دو تفسیر متفاوت صورت گرفته برخی معتقدند به لحاظ این که وارد کننده صدمات اولیه به مجنی علیه مسئوولیت در جراحاتی که به نحو ضرورت جهت مصالحه به مجنی علیه وارد می‌شود ندارد و این شامل مسئوولیت مدنی و کیفری هر دو می‌شود و مجنی علیه نمی‌تواند علیه وارد کننده اولیه طرح دادخواست حقوقی مطالبه سایر صدماتی که مورد حکم مرجع کیفری ندارد چرا که دیه که یک کیفری نقدی است و ماهیت تلفیقی دارد به جهت اینکه صدماتی که توسط پزشک به طور غیر قابل اجتناب وارد می‌شود منتسب به وارد کننده اولیه نمی‌باشد اما به جهت مسئوولیت مدنی و قاعده لاضرر و لاحرج و همچنین سلامت و امنیت اجتماعی افراد وقتی قاعده تسبیب وارد کننده صدمات اولیه مسئوولیت پرداخت جراحات که ضرورتا از ناحیه پزشک جهت معالجه وارد می‌شود را دارد لطفا نظر مشورتی در خصوص مورد فوق اعلام فرمایند؟
پاسخ
با توجه به صراحت رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 هیأت عمومی دیوان عالی کشور مبنی بر این‌که جراحات ایجاد شده در معالجات پزشکی قابلیت استناد به رفتار وارد‌ کننده صدمه اولیه را ندارد و با عنایت به این‌که آراء وحدت ‌رویه در حکم قانون بوده و وفق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 در موارد مشابه برای دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و دیگر مراجع اعم از قضایی و غیر قضایی لازم‌الاجرا است؛ بنابراین هرگونه تفسیر خلاف مفاد رأی وحدت رویه پیش‌گفته در جهت مسئول دانستن جانی فاقد وجه است.
نظریه 7/1400/16 1400/01/31

نظریه مشورتی شماره 7/1400/16 مورخ 1400/01/31

باز کردن
پرسش
1- آیا مفاد رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 هیأت عمومی دیوان عالی کشور مانع مسئوولیت شرکت بیمه‌گر بر طبق ملاک ماده 10 قانون بیمه اجباری خسارت واردشده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب 1395 در پرداخت دیه به وارثی است که قابلیت استناد صدمه به واردکننده صدمه اولیه و پزشک و پرستار را ندارد؟ به عبارتی، در جایی که ارش بر زیان‌دیده وارد شده است؛ اما وفق رأی وحدت رویه مذکور قابلیت استناد به وارد کننده صدمه اولیه و یا پزشک ندارد، آیا با لحاظ اصل جبران کامل خسارت، می‌توان شرکت بیمه‌گر را برطبق ملاک ماده 10 قانون یادشده به پرداخت محکوم کرد؟
پاسخ
اولاً، با توجه به بند «الف» ماده یک و ماده 35 قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب 1395، هزینه‌های متعارف معالجه اشخاص ثالث زیان‌دیده و راننده مسبب حادثه به طور کلی و بدون داشتن سقف معین با لحاظ ماده 30 قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2) مصوب 1393 بر عهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی است و این‌که هزینه‌های معالجه کمتر یا بیشتر از میزان دیه باشد، در تعهدات وزارتخانه یاد شده بی‌تأثیر است. چنانچه متعهد (وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی) از انجام تعهدات خود و معالجه مصدوم استنکاف کند، مطالبه این هزینه‌ها مطابق عمومات آیین دادرسی و از طریق تقدیم دادخواست به دادگاه‌های حقوقی انجام می‌شود. بر این اساس، صدور حکم و اجرای آن در خصوص دیه نسبت به متهم یا شرکت بیمه‌گر و یا صندوق تأمین خسارت‌های بدنی در نحوه مطالبه هزینه‌های متعارف معالجه از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی ذی‌ربط بی‌تأثیر است. ثانیاً، هر چند بند «الف» ماده یک قانون بیمه اجباری خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشی از وسایل نقلیه مصوب 1395، به نحو اطلاق خسارت بدنی را شامل هر نوع دیه یا ارش ناشی از هر نوع صدمه به بدن و هزینه معالجه به سبب حوادث مشمول بیمه موضوع این قانون دانسته و ماده 10 قانون یاد شده نیز به تکلیف بیمه‌گر به ایفای تعهدات مندرج در این قانون و پرداخت خسارت وارد بر زیان‌دیدگان بدون لحاظ جنسیت و دین تا سقف تعهدات بیمه‌نامه تصریح دارد؛ اما از آن‌جا که هیأت عمومی دیوان عالی کشور به موجب رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 جراحات مذکور را قابل استناد به رفتار «واردکننده صدمه اولیه» ندانسته و مسئولیتی برای این فرد و نیز معالجه‌کننده در صورت رعایت مقررات پزشکی و موازین قانونی قائل نشده است، این فرد و به تبع آن، شریک بیمه یا صندوق تأمین خسارت بدنی و نیز بیمارستان یا مرکز درمانی مربوطه و معالجه‌کننده در صورت رعایت مقررات پزشکی و موازین قانونی، مسئولیتی در پرداحت خسارت بدنی ناشی از جراحات یاد شده ندارند.
نظریه 7/99/2019 1400/01/23

نظریه مشورتی شماره 7/99/2019 مورخ 1400/01/23

باز کردن
پرسش
با توجه به رأی وحدت رویه شماره 804 مورخ 1399/10/2 هیأت عمومی دیوان عالی کشور که متهم در خصوص جراحات ناشی از عمل جراحی مسئوولیتی ندارد؛ و هم‌چنین به استناد اخیر ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری که آرای وحدت رویه که مساعد به حال متهم باشد به آرای قبلی که اجرا نشده قابل تسری است، در خصوص آرایی که متهم بابت ایراد صدمه به چندین فقره دیه و ارش محکوم و قطعی گردیده و حال با اعمال رأی وحدت رویه فوق‌الذکر در خصوص ارش‌های ناشی از اعمال جراحی نباید اجرا شود، آیا می‌بایست رأی توسط دادگاه اصلاح گردد یا اجرای احکام بدون رأی دادگاه در این قسمت موقوفی اجرا صادر کند و خلاصه تصمیم به عدم اجرای مجازات در این خصوص به چه نحوی است؟
پاسخ
برابر ذیل ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392، در صورتی که رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور به جهاتی مساعد به حال محکوم‌علیه باشد، نسبت به آرای اجرا نشده یا در حال اجرا قابل تسری است؛ بنابراین در فرض سوال، قاضی اجرای احکام برابر بند «ب» ماده 10 قانون مجازات اسلامی اقدام می‌کند.